خلاصه داستان: Gyeong Hui یک تأثیرگذار و صاحب کسب و کار است که به خاطر تصویر دوست داشتنی خانواده اش مورد تحسین قرار گرفته است. کسب و کار داخلی او در حال رونق است، و او سعی می کند به سو جونگ، صاحب کلینیک مراقبت از پوست همسایه نزدیک شود، زیرا متوجه می شود که سو جونگ می تواند به او کمک کند سرمایه ای را تامین کند که کسب و کارش را به سطح بالاتری برساند. یک روز، پس از شنیدن شایعاتی مبنی بر اینکه همسرش Jae Hyeong است
خلاصه داستان: به نظر می رسد یو بو نا یک مادر شاغل معمولی در دهه 30 زندگی خود است که با همسر و دخترش در زندگی خانوادگی شعبده بازی می کند. اما در پشت نمای روزمرهاش، او «کینگفیشر»، یک تکتیرانداز افسانهای است که جنایتکاران بیرحمی را که از قانون فرار کردهاند، شکار میکند. پس از بازگشت از مرخصی سه ساله مراقبت از کودک، بو نا زندگی دوگانه خطرناک خود را از سر می گیرد و در تلاش برای تعادل بین مادری، ازدواج و ماموریت مرگبار خود است. به عنوان شوهر روزنامه نگار تحقیقی او کوون ته